آقایان دریک محیط آرام مسائلی که دارند باآرامش بیان کنند.اختلافاتی که دردیدها دارند، درسلیقهها دارند،اینها رابایک آرامش خاطربیان کنندوحل وفصل کنند وراجع به مسائل کشور هم که درآنجا میآید،ازهم بایک محیط آرام
درمحیط آرام است که عقلها میتوانند کار بکنند.آن روزی که غضب توی کارآمد،عقل کنار میرود
انتقادات آزاد است،به اندازهای که نخواهندیک کسی راخفیف کنند،یا یک گروهی راخفیف کنندوازصحنه خارج کنند؛انتقاد برای ساختن،برای اصلاح امو،لازم است؛هرمجلسی باید این انتقادات راداشته باشد؛لکن اگر [در] این انتقادات آن که انتقاد میکندباآرامش خاطروبا نظرصحیح انتقاد بکند،این که جواب میدهدهم اگربانظرصحیح وبدون اینکه غضب درآن راه داشته باشد جواب بدهد،آن وقت منطق درمقابل منطق است. واگرباهیاهووجارو جنجال بخواهیدشما یک مسئله راحل بکنید،وهرکسی درنظرداشته باشد که طرف مقابل خودش را مثل یک دشمن بکوبد،عقلها کنارمیرود وقوه غضبیه،که بدترین قوههاست اگر مهار نشود،درکارمیافتد؛ومسائل راعلاوه براینکه حل نمیکنند،مشکلتر میکنند.
... آدم هیچ وقت نمیتواندبیطرفِ بیطرف باشد.لکن درنظردادن حق را ببیند
تحت تأثیرحق واقع بشود؛این حق چنانچه ازدشمن من هم صادرشد،من او را تمجید کنم به عنوان اینکه حق است.وباطل اگرازدوست من هم صادر شد،آن را تکذیب کنم به عنوان اینکه باطل است
*
شیطان باطنی انسان بسیاراستاد است.واوهمچونیست که ابتداانسان رابه فساد بکشد - ابتدا قدم کوچکی راوا میدارد که انسان بردارد.این قدم که برداشت،فردایش یک قدم یک قدری بلندتری
انسان رایواش یواش به جهنم میفرستد؛یواش یواش به فساد میکشد.همه اینهایی که میبینید فاسد شدنداینطور نبودندکه اینها از اول به این درجه ازفساد بودند؛بلکه کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَةِ واینطورهم نبودند که یکدفعه جهش کرده باشندازیک مرتبهای به مرتبه بالای فساد.اینطورهیچ وقت نبوده است.این بتدریج واقع شده است
*
مجلس باید یک محیطی باشد که باکمال تفاهم وخیرخواهی برای ملت وکشور،مسائل را پیش بیاورند.انتقاد میکنند،انتقاد خیرخواهانه باشد.جواب انتقاد میدهند،آن هم خیرخواهانه باشد.ومنظره مجلس یک منظره صالح باشد،که مردم وقتی که این منظره را دیدندبگویند چه کار خوبی کردیم که یک همچواشخاص صحیح رادرمجلس بردیم.ویک وقت -خدای نخواسته-طوری نباشدکه مردم پشیمان بشوندازرأیی که دادهاند
*
ومن تکرار میکنم مجلس بالاترین مقام است دراین مملکت.مجلس اگر رأی داد وشورای نگهبان هم آن رأی را پذیرفت،هیچکس حق نداردیک کلمه راجع به این بگوید.من نمیگویم رأی خودش رانگوید؛بگوید؛رأی خودش را بگوید؛اما اگربخواهد فساد کند،به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذاواین مجلس کذا،این فساد است،ومفسداست یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد
*
ملت ایران رأی داده است به جمهوری اسلامی؛هرچه زحمت داشته وتوان داشته است در طبق اخلاص گذاشته است گفته ما اسلام رامیخواهیم؛شمااگربااسلام بدهستید،خوب تشریف ببریداروپا وامریکا وهرجادلتان میخواهد،آنجا زندگی کنید.یاهمین جا زندگی کنید واگرملت رامیخواهید،هی نگوییدکه«ملت بامن است»،«ملت با من است».ملت بااسلام است.نه بامن است ونه باشما ونه بادیگری.من اگریک کلمهای برخلاف اسلام بگویم،همین ملت میریزند ومن راازبین میبرند.ملت اسلام رامیخواهد.ملت شخص نمیخواهد.شخص پرست نیست ملت
بایدحدود معلوم بشود.آقای رئیس جمهورحدودش درقانون اساسی چه هست،یک قدم آنوربگذاردمن بااومخالفت میکنم.اگرهمه مردم هم موافق باشند،من مخالفت میکنم.آقای نخست وزیرحدودش چه قدراست،ازآن حدودنبایدخارج بشود.یک قدم کناربرود با اوهم مخالفت میکنم.مجلس حدودش چه قدر است،روی حدود خودش عمل کند.شورای نگهبان حدودش چه قدر است؛قوه قضاییه حدودش چی است؛ قوه اجرائیه.قانون معین شده است. نمیشودازشما پذیرفت که ما قانون راقبول نداریم.غلط میکنی قانون راقبول نداری!قانون توراقبول ندارد.نبایدازمردم پذیرفت،ازکسی پذیرفت،که ماشورای نگهبان راقبول نداریم. نمیتوانی قبول نداشته باشی
*
همه بایدمقید به این باشید که قانون رابپذیرید،ولوبرخلاف رأی شما باشد.باید بپذیرید، برای اینکه میزان اکثریت است؛وتشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست،میزان است که همه ما بایدبپذیریم.من هم ممکن است بابسیاری از چیزها،من که یک طلبه هستم،مخالف باشم.لکن وقتی قانون شد [تصویب]خوب،ما هم میپذیریم.بعدازاینکه یک چیزی قانونی شددیگرنق زدن درآن،اگربخواهدمردم راتحریک بکند،مفسدفی الارض است؛وبایدبااودادگاهها عمل مفسد فی الارض بکنند. واگر نه، رأی میدهد آرام.با رأی آرام هیچکس مخالف نیست.شما میگویید که نخیر، اینکه گفتند اینها اشتباه کردند؛ولی ما در مقام عمل قبول داریم.رأیمان این است که اینجوری نیست؛اما در عمل ملتزم هستیم.این هیچ مانعی ندارد
البته مسائل اگر مسائل اسلامی باشد،اگر دررأی هم مخالف باشید،باید توسرتان زد!اما اگر یک مسائل سیاسی هست،مسائل [دیگر] هست،میگویید اینهااشتباه کردهاند،بسیار خوب، ممکن است یک میلیون جمعیت هم اشتباه بکنند؛این اشکال ندارد؛اما درعین حالی که اعتقادتان این است که اینها اشتباه کردهاند،درعین حال بایدبپذیرید.چاره ندارید
*
اگرمیخواهید که ازصحنه بیرونتان نکنند،بپذیرید قانون را.نگویید هی قانون،وخودتان خلاف قانون بکنید
بپذیرید قانون را.همهتان روی مرزقانون عمل بکنید.اگرهمه روی مرز قانون عمل بکنند، اختلاف دیگر پیش نمیآید
*
دعواهای ما دعوایی نیست که برای خدا باشد.این راهمه ازگوشتان بیرون کنید!همهتان همه ما،ازگوشمان بیرون کنیم که دعوای مابرای خدا است،ما برای مصالح اسلام دعوا میکنیم.خیر!مسئله این حرفها نیست.من رانمیشودبازی داد!دعوای خودمن وشما وهمه کسانی که دعوامیکنندهمه برای خودشان است
*
واقعاً سرفرود بیاورید به قانون؛واقعاً سرفرود بیاوریدبه اسلام.لفظ راهمه میگویند.شاید شیطان راهم ازش بپرسند،میگویدمن انقلابی هستم!امروزهمه انقلابی هستند!امروز همه دلسوزبرای ملت هستند!امروزدعوای اینکه ما همه جنگ هم رفتهایم -وشما دیدیدکه یک دسته نوشتهاند که ماازاول درجنگ چه بودیم-گفتهاند.خوب،من هم میتوانم بگویم من در صفِ اول جنگ دارم جنگ میکنم،ولی اینجا افتادم همینطور.باید به حسب واقع،به حسب انصاف،به حسب وجدان،این مردمی که شماها راروی کارآوردهاند،این مردم زاغه نشین که شماها راروی مسند نشاندهاندملاحظه آنهارابکنید،واین جمهوری راتضعیفش نکنید. بترسیدازآن روزی که مردم بفهمنددرباطن ذات شما چیست،ویک انفجارحاصل بشود.ازآن روزبترسید که ممکن است یکی از«ایام الله»-خدای نخواسته-باز پیدابشود.وآن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به 22 بهمن. قضیه [این] است که فاتحه همه ما را میخوانند!
نظرات شما عزیزان: