تز دکترایتان چه بود؟
نام تزدکتری من دراین دانشگاه،«اندیشه اسلامی درنهجالبلاغه»
اثر امام علی (عبود. شما به نهجالبلاغه و ارزش زبانی و ادبی آن آگاه هستید. ترجمه این کتاب به زبان فرانسه بسیار سخت است زیرا حتی شارحان و مفسران عرب نیز در شرح و تفسیر واژهها و جملات امام علی (ع) با سختیهایی برخورد کردهاند تا آنجا که ابن ابی الحدید گفته است این کتاب و سخنان آن بالاتر از سخن مخلوق و پایینتر از سخن خالق است.
من نیز در ترجمه این کتاب به زبان فرانسه با دشواریهای بزرگی روبرو شدم زیرا در سوربن رساله دکترا جز به این زبان پذیرفته نمیشد. پس ازاین دوره، یک سال دردانشگاه سوربن و 3 سال هم در مؤسسه بالزاک در پاریس به تدریس پرداختم و بعد از آن به نوشتن و تالیف روی آوردم که تاکنون 11 کتاب تالیف کردهام. اولین این کتابها، کتاب معروف «آنگاه هدایت شدم» است که به 14 زبان دنیا ترجمه شده و نام آخرین آنها این است، «دعوت کننده به سوی خدا را اجابت میکنم»
در کدام یک از مذاهب اهل سنت بودید و نقطه تحول و عاملی که باعث شد به مذهب شیعه دوازده امامی گرایش یابید و کتاب معروف «آنگاه هدایت شدم» را بنویسید چه بود؟
این گرایش، داستانی طولانی دارد که در کتاب مذکور به بیان آن پرداختهام،اما دراینجا آن را به
اختصار میگویم.
من در سال1964
در کنفرانسی مربوط به عربهای مسلمان در مکه شرکت کردم به همین خاطر تحت تاثیر وهابیت بودم از همین جا به این مذهب گرایش یافتم اما وقتی که تصمیم گرفتم به عربستان بروم و حج عمره را به جای آورم در کشتی با یکی از شیعیان آشنا شدم که در بغداد استاد دانشگاه بود.
از دیدار با این عالم شیعه بیشتر بفرمایید؟
این دیدار سودمند بود زیرا وی عامل ارتباط من با علمای نجف و آشنایی با آنان شد وازطریق ایشان دریافتم، آنچه درباره شیعیان گفته میشود همه خرافات و سخنان بیهوده و تبلیغات است. پس از این، به بحث با آنان پرداختم و این بحث سه سال طول کشید، پس ازاین سه سال بحث، دقت و مقایسه دریافتم مذهب اهل بیت مذهب صحیح است و شیعیان به خاطر پیروی ازاهل بیت برحق و در راه حقاند به همین دلیل شیعه را پذیرفتم و به آن روی آوردم و آغاز به تبلیغ و نشر آن کردم و به نوشتن در این زمینه پرداختم تا اهل بیت را بدین شیوه که من کشف کردم و دریافتم معرفی کنم.
یعنی یک شیوه علمی برای انتخاب دین؟
بله! این شیوه آشنایی من با اهل بیت برخلاف کسانی که شیعه به دنیا میآیند و برخلاف کسانی که آن را به ارث میبرند، تقلیدی و موروثی نبود بلکه از شیوهای کاملا علمی و از طریق بحث و بررسی حاصل شده بود.من معتقد به مذهب مالکی بودم وجعفری شدم یعنی به مذهب امام جعفرصادق (ع
روی آوردم. زیرا دریافتم مذهب جعفری مذهب حق است و این، پس از 3 سال بحث و بررسی به دست آمد.
یکی از دوستان اهل تسنن من در دوره دانشجویی که اهل جزایر کومور بود میگفت استاد تیجانی پس از گرایش به شیعه و تالیف کتاب «آنگاه هدایت شدم» کتاب دیگری نوشته و در آن به مذهب اهل سنت بازگشته آیا این را تایید میکنید؟
اینها همه تبلیغات سعودیها و وهابیها است، زیرا انسان وقتی در دعوت و مذهب خود قوی باشد، درباره او حرف و حدیث و شبهات زیادی به وجود میآید. من از این دست افراد بودم. با گرایشم به شیعه سر و صدای زیادی ایجاد کردم و باعث شدم شبهات زیادی به وجود بیاید.
ابتدا مرا انکار کردند و گفتند این کسی که نامش بر روی کتاب آمده شخصیتی خیالی است که وجود خارجی ندارد و کتاب را علمای شیعه نوشتهاند و نام خیالی با عنوان تیجانی سماوی بر آن گذاشتهاند. که این ماجرا بسیار طولانی است و قصههای زیادی دارد. سپس گفتند این کتاب حاصل کار اسرائیلیها است. تا مردم را در برابر دین خود دچار تردید کنند. گاهی هم گفتند تیجانی پس از اعلام تشیع، مرتد شده و نیز گفتند او نه شیعه و نه سنی است. من به شکر خدا بر اصل خود ثابت هستم و علاوه بر این به دعوت خود به تشیع ادامه میدهم و این دعوت پایانپذیر نیست.
درباره تشیع چند اثر دارید؟
در حال حاضر 11 کتاب برای نشر و گسترش مذهب اهل بیت و دفاع از آن نوشتهام و در آنها به بیان حقانیت آنها و وفادارای به آنها که بسیاری از اهل سنت از آن غافلند پرداختهام و به یاری خدا بیهیچ کاستی و کوتاهی به این امر ادامه میدهم. خلاصه باید گفت آنچه علیه من گفته شده همه تبلیغات است.
مهمترین عالم شیعه که بر شما تاثیر گذاشته چه کسی بوده است؟
مهمترین عالمی که بر من تاثیرگذاشت «محمد باقر صدر» بود که مدتی طولانی با وی زندگی کردم و با او بسیار بحث و تبادل نظر کردم که شرح آن در کتاب «آنگاه هدایت شدم»
آمده است. ایشان نمونه و الگوی بزرگی در اخلاق بود و بیش از هر چیز مرا با اخلاق پسندیده و تواضع خود و پس از آن با علم خویش جذب کرد زیرا بسیار عالم بود و برای هر سؤالی که میشد از قرآن و سنت نبوی پاسخهای قانع کنندهای داشت و بسیار برعقل و خرد تکیه داشت. من همیشه میگویم اولین بار و بیش از عالم دیگری از محمدباقر صدر تاثیر پذیرفتهام. پس از صدر نیز تحت تاثیر شرفالدین موسوی در کتاب «المراجعات» و «النص و الاجتهاد» و بسیاری از تالیفاتش بودهام.
شما با امام موسی صدر هم ملاقات داشتهاید؟
خیر! با ایشان ملاقاتی نداشتهام
از نظر شما مهمترین مساله فرهنگی جهان اسلام چیست؟
مهمترین مساله فرهنگی جهان اسلام از نظر من وحدت و اتحاد مسلمین است و ترک نژادپرستی، تعصب، کشمکش و درگیری میان مسلمانان بهترین راه رسیدن به وحدت است.
بیشتر توضیح میدهید؟
البته! بسیار دردناک است که میشنویم این روزها «قرضاوی» و امثال او دست به اقداماتی میزنند. «قرضاوی» که از علمای مشهور است و میلیونها مسلمان به سخنان و اظهارات وی گوش میکنند و الجزیره او را قطب ربانی جهان اسلام معرفی میکند، مدتی است به شیعیان حمله میکند و درگیریهای طایفهای را به راه میاندازد. مهمترین مشکل از نظر من این است که برادران ما در میان علمای اهل سنت باید با این حقیقت آشنا شوند و حداقل بحث و بررسی مذهب شیعه را بپذیرند و با حق و حقیقت به این امر بپردازند و تحت تاثیر تبلیغات و اظهارات خارج از آن مانند همین «قرضاوی» که میگوید قرآن شیعیان با قرآن ما تفاوت دارد، قرار نگیرد.
مشکل بعدی همین اختلافات و درگیریهای طایفهای است که برخی علما به راه میاندازند و فتوی میدهند که برای پیروزی حزبالله حتی نباید دعا کرد زیرا اعضای آن شیعهاند. این مهمترین مشکل فرهنگی است که در روند حرکت جهان اسلام و رشد و نمو آن خلل ایجاد میکند و ملتها و امت اسلامی را از پیشرفت و شکوفایی باز میدارد.
علت این اختلافات و کینهورزیها چیست؟
اینها همه برخاسته از نوعی جمود فکری، عقبماندگی ذهنی و پذیرش شایعات بدون تحقیق است. در حالی که خداوند تعالی به ما در این باره هشدار داده و فرموده است «یا ایهاالذین آمنوا اذا جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین» با وجود این، مسلمین بر هیچ تحقیقی و بدون آنکه برای تمییز میان حق و باطل تلاش کنند، شایعات را میپذیرند. اما با وجود این همه هیاهو که از این جا و آن جا بر میخیزد، فرد با بصیریت و آگاهی، میداند که پیروزی نزدیک است و خداوند سبحان همچنانکه وعده کرده، حکمت و تدبیرش در حال نمایان شدن است زیرا او فرموده که نورش را کامل و نمایان خواهد کرد حتی اگر کافران نپسندند.
وضع شیعیان الآن چگونه است؟
شیعیان اینک وضعیت خوبی دارند زیرا بسیاری از علمای اهل سنت و بسیاری از طلبههای سنی مذهب اهل بیت را مطالعه و بررسی قرار میدهند و آن را میپذیرند و بدان میگروند زیرا مذهب اهل بیت پایه و اساس و مذهب حقیقی اسلام است و هر آنچه جز این مذهب باشد، انباشته و پیرایهای از سخن است که سیاست وارد آن شده و سیاست همچنانکه میدانید همه چیز را فاسد میکند. یکی از پیشینیان گفت خداوند سیاست و سیاستمداران را لعنت کند زیرا سیاست در هر چیز وارد شود آن را فاسد میکند.
یعنی شما به جدایی دین از سیاست معتقدید؟
منظور من انحراف سیاسی است، سیاست اموی -عباسی که اعتقادات دینی را از بین میبرد و آن را به امور صرفا سیاسی تبدیل میکند.
برای مثال همین مذهب شیعه که اهل سنت میخواهند آن را تنها گریش سیاسی معرفی کنند و میگویند تشیع تنها پس از شهادت امام حسین (ع) به وجود آمده است در حالی که شیعیان از زمان پیامبر (ص) معروف بودهاند زیرا خود پیامبر به حضرت علی (ع) اشاره کرد و گفت تو و شیعهات و این در زبان عربی یعنی دوستداران و یاری کنندگان تو.و این در قرآن هم آمده است.
اهل سنت میخواهند شیعه را گریشی صرفا سیاسی معرفی کنند به همین خاطر میگویند زمانی که یزید با امام حسین (ع) جنگید طایفهای برخاستند تا انتقام بگیرند به همین خاطر شیعه مسالهای کاملا سیاسی است و به دین و اعتقاد ربطی ندارد در حالی که ما میگوییم نه شیعه مسالهای اعتقادی و از اصول اسلامی است پیش از آنکه سیاسی باشد.
هدف نهایی اینها چیست؟
آنان میخواهند چهره اعتقادات دینی ما را خدشهدار کنند و آن را با امور سیاسی مرتبط بدانند زیرا امور سیاسی ثابت نیست و دائما درحال تغییر است و سیاست غالباً نیرنگ، نفاق و امور بیهوده است. اما امور دینی بر پایه متون الهی، قرآنی و نبوی استوار است و کسی نمیتواند آن را تغییر دهد، یا چیزی دیگری را جایگزین آن کند.
نظر شماره درباره شیعیان ایران در مقایسه با شیعیان عرب و دیگر کشورها چیست؟
قطعا میان آنها تفاوتهایی وجود دارد. البته میان اصول و فروعی که بدان معتقدند تفاوتی وجود ندارد اما ناگزیر آنچه شیعه فارسی از آن پیروی میکند با آنچه شیعه عرب تبعیت میکند و نیز اعتقادات این دو تا حدی با هم تفاوت دارند که این خود برخاسته از درک متون عربی توسط شیعیان ایرانی است. زیرا از آنجا که زبان شیعیان ایران فارسی است آنان نمیتوانند آن را تمام و کمال درک کنند و به عبارت دقیقتر شیعیان ایران آن قدر که به خاطر بسیاری از امور روایی تعصب به خرج میدهند برای اموری که بر متون و برای مثال متن قرآن استناد دارد، متعصب نیستند.
ممکن است سخن خود را با مثال روشن کنید؟
مثلا در ایران برخی به خاطر ابولؤلؤ جشن میگیرند زیرا او کسی است که عمر بن الخطاب را کشت، این امر فارسی است و عرب به آن اهمیتی نمیدهد. من از شیعه با ویژگی عربی آن دفاع میکنم
چرا از جنبه عربی آن دفاع میکنید؟
زیرا همه مردم تلاش میکنند شیعه را مذهبی فارسی معرفی و آن را با ایرانیها جا بیاندازند مثلا وزیر امور دینی تونس در کتابی آورده که اصل تشیع فارسی است زیرا فارسها به پادشاهان خود جنبه الوهیت میبخشیدند. و اینک آنان با امامان خویش چنین میکنند و بدین ترتیب شیعه از طریق فارسها وارد اسلام شده و فارسی است و نیز همسر امام حسین (ع) فارس بوده است.
یعنی قصد دارید جلوی این انحراف و شبهه دشمنان را بگیرید؟
بله ! من میخواهم بگویم شیعه فارسی نیست بلکه حرکت و آغازی عربی داشته است و حتی فارسها و ایرانیهایی مانند امام خمینی و آیتالله خامنهای سید و از سلاله پیامبرند. من میخواهیم بگویم اصل تشیع، تشیع عربی است و شیعیان عرب اصل شیعهاند و درصدر اسلام، عمار بن یاسر، مقداد و ابوذر غفاری بودند و در میان آنان سلمان فارسی هم بود.
آری شیعه چه بسا از همینها و از اولین صحابه پیامبر آغاز شده اما ایرانیها به آن ویژگیهای خاصی دادند در حالی که ما میخواهیم به مردم بفهمانیم شیعه و تشیع در اصل عربی است و حتی بسیاری از عالمان فارسی و ایرانی اصلشان عربی و از سلاله پیامبر اکرم (ص بوده است و همین امام خمینی سید و اصلش عربی از سلاله پیامبر بوده اما شرایط اجتماعی و سیاسی آنان را واداشته به ایران سفر کنند و پدر و مادرش او را در ایران به دنیا آوردند و میگویند او ایرانی است.
مثلا همین حکیم در عراق یا امامموسی صدر و دیگران را نمیتوان به خاطر شیعه بودنشان ایرانی دانست زیرا آنان به داشتن عمامه سیاه سید و از نسل پیامبرند. مردم باید این را بدانند باید بدانند که اصل شیعه عربی و از پیامبر (ص) است و از طریق اصحاب ایشان جریان یافته است. من در کتابی که اخیرا نوشتهام آوردهام که چه اشکالی دارد پیشوایان عربهای سنی فارس باشند در حالی که برعکس ایرانیان فارسی زبان امامانشان همه عربی است و آنها علی بن ابیطالب (ع)ونوادگان وی هستند این قضیه دقیقا برعکس است و شیعیان همگی کسانی را امام قرار میدهند که اصلشان عربی است و اهل سنت فارسها را امام خود قرار میدهند.
یعنی علمای زبده اهل تسنن ایرانی هستند؟
بله! «ابوحنیفه» فارسی است. «ترمذی» فارس است و «ابن ماجه»،« بخاری»، «مسلم»، «غزالی» و «ابن سینا» جزء فارسیان هستند. بسیاری از علما و امامانی که اهل سنت به آنها وفا دارند فارس هستند اما با وجود این تلاش میکنند شیعه را به فارس بچسبانند.
به نظر میرسد پس از انقلاب اسلامی، تشیع در جهان منتشر شد؟ نظر شما چیست؟
باید بگویم آری چنین است. برای مثال من و همین شاگردم (اشاره به مرد میانسالی که فارسی هم بلد است) و بسیاری از شیعیان در تونس، تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در انزوا بودیم اما پس از پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی که بسیاری عاشق او بودند، مردم به سؤال درباره شیعه و تشیع پرداختند و بر شکوه و عظمت آنان در تونس افزوده شد.
مردم پیش ما میآمدند و میگفتند امام خمینی شیعه بود و ما میخواهیم درباره شیعیان بدانیم. خداوند شیعیان را در مبارزه با شاه یاری کرد و آنان انقلاب اسلامی را برپا داشتند و پس از اینکه مصر از امت عرب خارج شد خداوند فارسها و ایرانیها وارد خط و مدار کرد و این حقیقت است و ریشههای تاریخی دارد. وقتی این آیه نازل شد که خداوند قومی دیگر جایگزین شما می کند صحابه از پیامبر و نظر او پرسیدند و پیامبر بر کتف سلمان زد و گفت آنها از قوم این مرد برخواهند خاست.
خداوند آنان را در قرآن ستوده و درباره آنان گفته «اعزاء علی الکافرین أذله علی المومنین یجاهدون فی سبیلالله حق جهاد» حتی جنبش اسلامی در تونس در صفحه اول خود مجله خود نوشت: پیامبر ایران را برای رهبری جهان اسلام برگزید.
انقلاب اسلامی پس از 27 سال امروز چگونه است؟
امروز هم میبینیم پیروزی انقلاب اسلامی نقطه عطفی در تاریخ اسلام بوده و شیعیان را در نقاط مختلف جهان یاری کرده است. من هر جا میروم شماری از طرفداران، یاران و عاشقان امام خمینی را مییابم و وقتی با آنان صحبت میکنم به سخنانم گوش فرا میدهند، آن را میپذیرند و به آسانی به تشیع میگروند.
این امر پس از جنگ لبنان و مقاومت حزبالله به رهبری سیدحسن نصرالله تحقق یافت اینک مردم به سید حسن نصرالله احترام میگذارند و این به قول خودش از حسنات امام خمینی است و هم اینک در همه جای جهان اسلام از جاکارتا تا مراکش و غربیترین نقطه مغرب تصاویر او را با خود دارند و به وی اعتقاد دارند و به او به عنوان رهبر، امام و رئیس خود ایمان دارند و بی هیچ ترس و طمعی این را میگویند. حتی یک زن مصری در یکی از برنامههای تلویزیونی در پاسخ به من گفت خدا را شکر امت عرب مردی را به وجود آورد و معرفی کرد.
نظرتان راجع به پیروزی حزبالله لبنان به رهبری سیدحسن نصرالله چیست؟
این پیروزی بزرگ که حزب الله به رهبری سیدحسن نصرالله به دست آورد باعث شد تشیع دربسیاری از محافل و مراکز اسلامی و حتی محافل متعصب انتشار گستردهای یا بد و آنها با آغوش باز از این مذهب استقبال کنند و اینک به شکر خدا موج هایی عظیم از تشیع ایجاد شده و این به یاری خدا خیر است زیرا خداوند وعده کرده که بر خلاف تلاش کافران، مشرکان و منافقان برای خاموشی نور او، خواسته اش را محقق خواهد کرد و نورش را منتشر خواهد نمود و آنان هر قدر هم که بگویند شیعیان کافر و مشرک و فلان و فلان هستند خداوند به وعده خود که همان انتشار نور خویش و کامل کردن آن است عمل خواهد کرد حتی اگر کافران نپسندند.
همچنان که از اول دنیا و آفرینش بر رباط علت و معلول عادت داریم و هر چیزی دلیل و علتی دارد اینک زمان به نفع تشیع است و نور خداوند آمده تا کامل گردد تا همه گیتی و جهان را در برگیرد و امام زمان (عج) که این روزها ولادتش را جشن میگیریم و این کنفرانس بزرگ (همایش بینالمللی دکترین مهدویت) را به یادش برپا داریم ظهور کند.
نقش و جایگاه ایران را در جهان چگونه ازیابی میکنید؟
نقش ایران در جهان بسیار بزرگ و مهم است. من وقتی دیدم محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و نیز آقای محمد خاتمی به نقاط مختلف جهان میروند و با استقبال رو به رو میشوند بسیار خوشحال شدم. من از دیدن آنها و مسئولان ایرانی درکویت، مغرب، مصر و عربستان خوشحال شدم و امیدواریم به تونس نیز سفر کنند. این دیدارها و معرفی ایران در هر سطحی چه در سطح اقتصادی و چه در سطح فرهنگی و یا سیاسی و چه در سطح هستهای که با وجود ترس برخی از این کشورها ایران اعلام کرده به آنها به طور رایگان توان هستهای صلح آمیز خواهد داد همه اینها نشان دهنده نقش و جایگاه ایران است و امیدواریم ایران در این سطح و حتی بالاتر از آن قرار گیرد و مسئولان ایرانی از همه کشورها و از همه نقاط جهان عرب دیدار کنند تا به مردم کشورهای عربی و اسلامی اطمینانهای لازم را بدهند البته آنها به ایران اطمینان دارند.
من با بسیاری از آنان دیدار کرده و دیدهام که بسیار به آقای احمدی نژاد و سیدحسن نصرالله اشتیاق دارند. زیرا احمدی نژاد بدون ترس از جهانیان اعلام کرد اسراییل باید محو شود زیرا سرزمینهای عربی و اسلامی را اشغال کرده است و سخنان وی هنوز هم درگوش مردم کشورهای عربی طنین انداز است که به غربیها گفت شما به یهودیان ظلم کرده و به پاکسازی نژاد آنها پرداختید پس ما مسئول این کار نیستیم و ما را مقصر ندانید. این نقش ایران است که در زمینه انتشار تشیع از طریق امام خمینی نیز ایفای نقش کرده است که در این وصیت نامه ایشان نمود یافته است.
وصیت نامه امام را خواندهاید؟
بله: متأسفانه وصیت نامه امام پس از درگذشت ایشان نادیده گرفته شد در حالی که باید با طلا نوشته و در همه نقاط جهان توزیع میگردید تا همه مردم بدانند ایشان در این وصیتنامه چه میخواهند و به چه چیزی فرا میخوانند. من به یاد دارم که دعوت ایشان به جمع شدن مسلمانان زیر چتری بود که پیامبر اکرم (ص) برای آنان گشوده بود و گفته بود من برای شما ثقلین را میگذارم: کتاب خدا و عترم اهل بیت را. این حدیث پی درپی از علمای اهل سنت روایت شده و در صحاح هم آمده است باید بر این نکته هم تأکید کرد.
ایران در امور سیاسی هم موفق بوده زیرا توانست آمریکا و همه کشورها را شکست دهد و بر آنها غلبه کند و اینک کشورها خواستار مذاکره با ایران و بازگشت به میزمذاکرات هستند و ایران بی هیچ بازگشتی به غنی سازی اورانیوم میپردازد و این را اعلام کرده است. اگر هر کشور عربی بود از تهدیدات میترسید اما ایران اعلام کرد که از هیچ تهدیدی بیم ندارد و به کار خود ادامه میدهد و این همه مسلمانان جهان را خوشحال میکندو آنان در حال حاضر به ایران افتخار میکنند به ویژه وقتی که رزمایشهای نظامی این کشور و سلاحهای ساخت آن را میبینند و نیز این احساس افتخار به ایران با مشاهده مقاومت حزب الله دربرابر اسراییل بیشتر شد.
این شاگرد ایران درس بزرگی به جهان داد زیرا جنگ اخیر لبنان و مقاومت این کشور و حزب الله تنها در برابر اسراییل نبود بلکه در برابر همه جهان و در واقع جنگ جهانی بود چون آمریکا، آلمان، فرانسه و انگلیس و هه کشورهای عربی در آن شرکت کردند و در پنهان و آشکارا علیه حزب الله و لبنان اقدام کردند اما در نهایت حزب الله پیروز شد و با یاری خدا «کم من فئه قلیله غلبت فئة کثیره» تحقق یافت و خداوند همواره با صابران است.
درحال حاضر بحث دین و مدرنیته مطرح است و برخی معتقدند دین به ویژه دین اسلام نمی تواند با مدرنیته آنچنان همسویی داشته باشد. نظر شما با توجه به اینکه در زمینه دین و فلسفه مطالعه و تخصص داشته اید در این باره چیست؟
دین اسلام جامد نیست بلکه دین متحول و دارای قابلیت تحول و پیشرفت است. خداوند سبحان میفرماید کل یوم هو فی شأن این نشان دهنده آن است که این دین همواره در حال تجدید و تحول است و حضرت علی فرمود:«فرزندان خود را به شیوهای متفاوت از آنچه خود تربیت یافتید تربیت کنید» زیرا آنها در دورهای متفاوت از دوره شما زندگی میکنند.
این سخن نشان از تجدید و تحول دارد اما اصول ثابت حکم دیگری دارد و در مذهب اهل بیت نمیتوان در اصول ثابت و در آنچه درباره آن متن روشن آمده اجتهاد جایز نیست بلکه اجتهاد در اموری است که نص صریح درباره آنها وجود ندارد. پیامبر اکرم (ص) فرمود
خداوند درباره برخی امور و
مسائل سکوت اختیار کرد و این به خاطر جهل یا فراموشکاری او نبود بلکه از سر رحمت به شما چنین کرد و بر دوش شما مسئولیت این امور و مسائل را قرار نداد تا وقتش برسد و آنگاه که زمانش بسد مجتهدان و عالمان باتقوا که دین را به خوبی درمییابند اجتهاد کرده حکم آنها را خارج خواهند کرد.
مثلا پیشرفت علم ثابت کرده که منظورازاینکه درعصر پیامبر گفته می شد انسان خونش را می دهد تا نفسی را زنده کند چیست. در عصر کونی هه فقهای شیعه میگویند دادن خون برای نجات جان انسانها و حتی دادن عضو برای نجات جان دیگران جایز است. این تحول مستمر به اسلام نیروی حرکت و پویایی میدهد و آن را از حالت دینی جامد خارج میسازد. در حالی که برخی از مسیحیان دادن حتی یک قطره خون برای نجات دیگران را تحریم میکنند. اسلام دین تحول و پویایی است و فقهای مسلمان به ویژه شیعه مسائلی دارند با نام
«مسائل مستحدثه»؛ مسائل مستحدثه یعنی امور جدیدی که آنان باید درباره آنها فتوا دهند تا مسلمانان با استفاده از آن همسو با عصر و دوره خویش حرکت کنند و همگام با دیگران باشند پس میتوان نتیجه گرفت که اسلام دارای حرکت و پویایی است وهیچ جمودی ندارد وبرعکس اززمان خود پیش است.
من در آمریکا در یک سخنرانی، گفتم دین اسلام از زمان پیش است و برای اثبات آن این آیه را آوردم که «یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السماوات و الارض فانفذوا» این اقطار سماوات (نقاط مختلف و گوشه و کنار آسمان) برای ما مجهول و ناشناخته است اما خداوند میخواهد بگوید در آنها نیز ساکنانی هستند و ممکن است با شما در تماس باشند. میفرماید از گوشه و کنار آسمانها و زمین نفوذ کنید اما جز با نیرویی عظیم نتوانید به درون راه برید. این بر همه علوم جدید برتری دارد و از آنها پیش است.
مثال دوم اینکه علوم جدید به این نتیجه رسیده که اندیشه همه درمغزاست اما قرآن میگوید نه چنین نیست. قران می فرماید «فأنها لاتعمی الابصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور» و نیز میفرماید «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» این تحول و پیشرفتی عظیم است و روزی خواهد آمد که علم ثابت کند قلب مدار و مرکز همه چیز است و قلب، مغز را تغذیه میکند و به آن پیامهای واقعی میدهد زیرا قرآن بر این قلب تمرکز و تأکید دارد. حتی برخی مفسران میگویند منظور از قلب همان سر و مغز است اما نه خداوند فرموده قلب یا قلبهایی که در سینهها است و در سوره ناس آورده «الذی یوسوس فی صدور الناس» و گفته در سینههای مردم نه در عقلهای مردم و من میخواهم بگویم قرآن و سخنان خداوند بر علم بشری پیشی دارد و علم روزی به آنها اعتراف کرده و در برابرشان تسلیم خواهد شد.
آیا با علمای قم دیدار داشتهاید؟
بله با همه علمای قم دیدار داشتهام و همه آنها مرا دوست دارند و به ما احترام میگذارند و همگی دوست دارند با من دیدار کنند و استثنایی ندارد. برای شما درباره صحبت علمای ایران به من مثالی میزنم. بسیاری از علما به شکر خدا حتی سفیر جمهوری اسلامی ایران در تونس از دیدار با من خوشحال میشوند و همسر ایشان میگوید وقتی شنیدم قرار است به تونس برویم از اینکه میتوانم با آراء و نظرات دکتر تیجانی آشنا شوم خوشحال شدم.
خود سفیر میگوید تو میتوانی بدون روادید به ایران سفر کنی زیرا در ایران از من معروفتری و من باید با تو بیایم تا مرا به دیگران معرفی کنی. این بخشش و رحمت خداوند است که به من داشته و این تنها به خاطر عشق و محبت اهل بیت است که به من ارزانی داشته است و این عشق و محبت در قلب مؤمنان است. من دیروز صبح زود در دمشق بودم برای زیارت حضرت زینب (س) رفتم. من در آنجا به علامه تونسی معروفم. وقتی مردم مرا شناختند پس از سه ساعت تکبیر آنها خارج شدم. این فضل خداوند است.
در پایان اگر سخن دیگری دارید؟
سخن پایانی اینکه از خداوند میخواهم مسلمانان راموفق بدارد و قلبهای آنان را با این حقیقت که حقیقت اهل بیت (ع) است آشنا گرداند و آنان نیز به سخن پیامبر که امام خمینی نیز بدان توصیه کرده یعنی کتاب خداوند و عترت پاک وی اهل بیت (ع) پایبند باشند و به آن تمسک جویند زیرا اگر به این دو منبع تمسک جویند امتی به واقع اسلامی خواهند بود و شاهد یاری خداوند خواهند شد که به صراحت فرمود« انالله لایتغیر ما بقوم حتی یغیر و ما بأنفسهم»
و من چیزی تفسیر میکنم که این تغییر همان تغییر ذهنی و عقلی است زیرا اگر ما اندیشه و خرد خود را تغییر دهیم و اعتقادات شکست خورده و فاسد خود را کنار بگذاریم و عقاید درست را برگزینیم در آن صورت خداوند ما را از ذلت به عزت و از فقر به ثروت و از شکست به پیروزی میرساند. الحمدالله رب العالمین و انشاءالله به زودی و در آینده با شما دوباره دیدار خواهم داشت.
«
نظرات شما عزیزان: