سوسن شریعتی دخترعلی شریعتی روایت می کندکه قراربودازجسد دکترشریعتی بهره برداری سیاسی شود.درخرداد 56 جسددکترشریعتی قراربودبه ایران منتقل شودوازاین جنازه بهرهبرداری وسوء استفاده شود.
وی می گوید که درآن زمان درموردجسد شریعتی یک بلاتکلیفی وجود داشت وبحث بر سراینکه این جسد کجا دفن شودبه موضوعی برای بهرهبرداریهای سیاسی تبدیل شده بود.موضعگیریها درموردمرگ شریعتی نیزمتفاوت بودودرآن دوران نوجوانی برای من نشانهها و سیگنالهایی را به دنبال داشت.
سوسن شریعتی تصریح می کند که عدهای با مرگ اوخوشحال شدند که برای من نوجوان شناخت وپی بردن به وجوداین عده جالب بود.کسانی نیزبودند که میخواستنداین جسد را به بهانهای برای درگیری سیاسی تبدیل کنند.بحثهایی هم درموردمرحوم بودن ویا شهید بودن اودرگرفته بود که نشان ازهمدلی و یا عدم همدلی با شریعتی بود.
سوسن شریعتی روایت می کند که درتشییع جنازه شریعتی امام موسی صدرحضور داشت. درآن تشییع جنازه که امام موسی صدرنیزحضورداشت بنده نبودم وخاطرات من به مراسم چهلم شریعتی که دربیروت برگزارشد برمیگردد.درنتیجه تلاش امام موسی صدر جنازه شریعتی درcینبیه دمشق به امانت سپرده شد.
شریعتی متفکری بودکه رویکردی نقادانه نسبت به برخی ازباورهای مذهبی داشت.او بهطورخاص،تشیع صفوی رامظهر سنت مسخ شده میداندوآن راتوام بااسارتپذیری، خرافه،تقلید وجبرگرایی معرفی میکرد.وی همچنین ازنگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد میکرد ومعتقد بود که راه پیشرفت وترقی ملتهای شرقی،متفاوت ازراهی است که غرب پیموده است.البته استفاده آگاهانه ازتجربیات مدرنیته درغرب،مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.
نظرات شما عزیزان: