چیتیک بر این ترجمه، مقدمهای نسبتا مبسوط نگاشته است و درباره امام سجاد(ع)، صحیفه و نسخههای خطی و شروح آن، دعا در اسلام، توحید، درخواست از خدا، اسماءالحسنی، شکر نعمتها و مطالبی از این دست، سخن گفته است. این ترجمه، ابتدا توسط «بنیاد محمدی» در انگلستان و سپس انتشارات انصاریان قم به طور افست منتشر شد. اهمیت این گفتار در آن است که دیدگاهی برون دینی درباره صحیفه را نشان میدهد.
ویلیام چیتیک مقالهای با عنوان «نگرشی به کتاب صحیفه سجادیه» نگاشته است و در آن جستار به دنبال بررسی مسائلی در رابطه با صحیفه سجادیه، امام سجاد(ع)، دعا و تربیت، نسخهشناسی صحیفه، آثار علمی پیرامون آن و ... بوده است.
وی در رابطه با صحیفه سجادیه مینویسد: عنوان صحیفه سجادیه به معنی «کتاب سجاد» است. سجاد یکی از القاب «زینالعابدین» است، به معنی «کسی که به طور دائم در نماز و دعا به سجده میرود.» این کتاب اغلب با عنوان صحیفه کامله سجادیه ـ کتاب کامل سجاد ـ نیز نامیده میشود. به نقل از «سیدعلیخان شیرازی»، مفسر صحیفه سجادیه، واژه کامله نشاندهنده کمال سبک و مضمون این کتاب است. برخی منابع دیگر، دلیل افزوده شدن این صفت را متمایز کردن این اثر از کتاب دیگری میدانند که نسخه ناقص صحیفه محسوب شده و در میان زیدیها رایج و شناخته شده است.
وی آورده است: اما با توجه به شیوه استفاده از این واژه در مقدمه اثر، چنین احتمالی کمرنگ میشود. صحیفه با عناوین احترامآمیز دیگری چون «خواهر قرآن»، «انجیل اهلبیت» و «مزامیر آل محمد» نیز خوانده میشود. ترتیب قرارگیری مناجاتها به شکلی است که به ما اجازه میدهد با اطمینان کامل، خط تمایزی میان 54 مناجات تشکیل دهنده پیکره اصلی کتاب، مناجاتهای اضافه تشکیل دهنده ضمایم پانزدهگانه (از جمله ادعیه روزهای هفته) و پانزده مناجات یا «دعاهای زیرلب» قائل شویم.
وی معتقد است: تازگی و طراوت و وحدت مضمون و سبکی را که به طور غیرقابل انکاری در پنجاه و چهار مناجات اصلی وجود دارد در بخشهای افزوده شده دیگر به خصوص مناجاتها نمیتوانیم ببینیم؛ چرا که هنرمندی و نظم و ترتیب آگاهانه این مناجاتها به نحوی است که وجود ویراستاری را در این میان به ذهن میآورد. هرگونه تلاش جدی برای به دست آوردن دلایل تاریخی بر صحت هر کدام از مناجاتها و ادعیه موجود در تمام ویراستهای صحیفه که مبتنی بر بررسیهای انتقادی جدید نیز با باشد، وظیفهای دشوار است که در آن مسائل مهم و عمدهای نیز باید مورد توجه قرار گیرند. نتیجه چنین بررسی ـ البته اگر کسی بتواند با مطالعه سایر متون قدیمی تصمیمگیری و قضاوت کند ـ احتمالا چنین است که، پس از سالها تلاش سخت و طاقتفرسا تنها یک دسته فرضیه در اختیار داریم که با درجات گوناگونی مورد شک و تردید قرار دارند. این موضوع میتواند برای محققین غربی و مسلمانان امروزی، که هر دو گروه به هر صورت هیچگونه دخالت و ارتباط مشخصی با مضامین و آموزههای صحیفه ندارند، جالب توجه باشد.
وی در رابطه با نقش دعا و مناجات مینویسد: اگر چه بسیاری از دعاهایی که از پیامبر(ص) و امام(ع) به ما رسیدهاند به طور یقین اظهارات قبلی خود جوش آنها بودهاند، اما سایر دعاها باید با هدف بازگویی در شرایط مختلف یا انتقال به مؤمنین و دینداران نگاشته شده باشند. بیشتر دعاهای پیامبر(ص) کوتاه هستند و میتوانند فیالمجلس نقل شوند، اما برخی از دعاهای که از امامان رسیدهاند ـ مانند دعای امام زینالعابدین(ع) برای روز عرفه (شمار ٤٧) ـ طولانی بوده و دارای سبک نگارشی بسیار فاخر و پرطمطراقی هستند.
چیتیک معتقد است: حتی اگر این دعاها در ابتدا به صورت خودجوش و خودانگیخته بوده باشند، این حقیقت که آنها به عنوان دعاهایی برای شرایط به خصوص به وجود آمدهاند، نشاندهنده این است که آنها دست به دست امامان(ع) و پیروان آنها رسیدهاند تا در شرایط مشابه شرایط زمان ادای آنها دوباره تکرار شوند.
وی دعا را در عالیترین نمونههای آن، همانطور که در صحیفه میتوان دید، تمرین مداوم بینشی میداند که بر اساس آن، هر آنچه به خدا تعلق دارد به خدا و هر آنچه به انسان تعلق دارد به انسان مرتبط و منتسب میشود. به محض اینکه چنین بینش و بصیرتی به انسان دست میدهد، او با گناهکاری و نقص خود تنها میماند. پس تنها کاری که میتواند انجام دهد خوار و ذلیل کردن خود در برابر پروردگارش است تا از او طلب رحمت و بخشش کند.
وی در رابطه با صحیفه و معنویت اسلامی مینویسد: مایلم بگویم که کتابی مانند صحیفه بعد درونی و داخلی اسلام را آشکار میکند که حتی ممکن است فهم و درک آن در سایر متون اولیه دشوارتر نیز بوده باشد. هنگامی که دانشمندان و سایر افراد ناآشنا به اسلام به آن مینگرند، به طور طبیعی آنچه را که در نگاه اول دیده باشند درک میکنند که از آن جمله میتوان به وقایع، گزارشها و اسناد مکتوب، روابط اجتماعی و غیره اشاره کرد.
چیتیک معتقد است: آگاهی یافتن از از درون و قلب مردم و یا اصرار بر فهمیدن رابطه شخصی افراد با پروردگار کار آسانی نیست، اگر چه بیشتر مردم نیز علاقهای بر این کار ندارند. اگر راهی به درون قلوب مردم وجود داشته باشد، یافتن آن مستلزم مطالعه و بررسی درونیترین نگرانیها و دغدغههای افراد است که در فعالیتهای بیرونی و نوشتههای ایشان منعکس میشوند. اما ابعادی از اسلام که بیشتر توجه نظارهکنندگان بیرونی را به خود جلب کردهاند ابعاد بیرونی و مشخص آن هستند که نسبتا خالی از عشق و حرارتی هستند که در غرب از معنویت و روحانیت سراغ دارند.
وی میگوید: تمدن اسلامی به طور کلی بسیار شبیه به یک شهر مسلماننشین قدیمی است. دیوارهای بیرونی حکایت از گرفتگی و کسالت و غمبار بودن آن میکنند و وردود به این دنیای پشت دیوار نیز آسان نیست، اما اگر شخصی بتواند با اهالی این شهر صمیمی شود، به او حیاطها و باغهای دلانگیز و زیبایی نشان داده خواهد شد که مملو از گلهای خوشبو، درختان میوه و فوارههای جوشان هستند. آنهایی که در رابطه با تاریخ اسلام، وقایع سیاسی، و بنیادهای آن مطلب مینویسند تنها با دیوارها سروکار دارند؛ زیرا راهی به درون باغهای پشت دیوار ندارند.
وی معتقد است: اسلام واقعیتی طبیعی و سازمند است که دارای سه بعد بنیادین است: عمل یا شریعت (اسلام)، اعتقاد (ایمان) شامل مکتب و آموزههای اندیشمندانه و معنویت (احسان). این ابعاد در نمونه زندهای از یک جامعه به طور بسیار نزدیکی به هم پیوستهاند، حتی اگر اشکال بنیادین مختلفی بخواهند به طور جداگانه با آنها ارتباط برقرار کنند. منابع اولیه مانند احادیث پیامبر (ص) یا نهجالبلاغه علی (ع) با هر سه این ابعاد سروکار دارد.
وی ترجمه کتاب صحیفه سجادیه را از متن اصلی عربی آن انجام داده است و هنگامی که در تفسیر معنای متن به مشکل بر میخورد به تفسیر «علینقی فیضالاسلام» و نیز ترجمه میرزا «ابوالحسن شعرانی» بهره برده است ترجمه «رسالةالحقوق» امام سجاد (ع) نیز به دنبال ترجمه صحیفه آمده است. این رساله تنها اثری است که به جز دعاها یا گفتهها و نامههای نسبتا کوتاه به ایشان منسوب است. این رساله از آن جهت دارای اهمیت است که بسیاری از موضوعات مشابه صحیفه را با سبک و زبانی متفاوت بیان کرده است.
لازم بذکر است این پژوهشگر و ایرانشناس نامدار، به جهت برگزاری مراسم بزرگداشت و ارجگزاری به خدمات چهل ساله وی در زمینه حدیث، عرفان و حکمت اسلامی – ایرانی در ایران بسر می برد.
نظرات شما عزیزان: